قهرمان اصغر فرهادی برنده دو جایزه از هیئت ملی نقد آمریکا شد
بعد از نمایش مقابل دوربین، مولفهای که همواره دغدغه اصغر فرهادی بوده است، در اینجا به مدد عنصری معاصر یعنی فضای مجازی، به شدیدترین شکل خود پیش میرود. “قهرمان” فیلمی به نویسندگی و کارگردانی آقای فرهادی است که در شیراز فیلمبرداری شده و موضوع آن اجتماعی است. دیشب، پنجشنبه ۱۱ آذر، دوم دسامبر، فهرست برندگان امسال جوایز هیئت ملی نقد آمریکا (ان بی آر) اعلام شد. "قهرمان" مسلما بهترین فیلم فرهادی نیست اما مهمترین فیلم اوست.
ادبیات داستانی گذشته ی ایران -چه نثر چه نظم- بسیار پر مایه و غنی و تجلی گاه باورها، معاشرت ها مهرورزی ها، مبارزات و در یک کالم، راه و روش زندگی ملت ایران است. هما گویا / سی و یک نما – فیلم های فرهادی اصولا امضای خاص خودش را دارد، درست مثل شلختگی چیدمان خانه ها و حتی میزانسن نماهای داخلی اش که به عمد به بی ثباتی یک خانواده طعنه میزند. تمامی حقوق اين وبسايت متعلق به رسانه اینترنتی بند موویز بوده و هرگونه کپي برداری به دور از اخلاق می باشد. اما در اینجا، تصمیم رحیم در خانه و دربرابر دیدگان این بچهها رخ میدهد که مهمترین وجه تأثیرگذار آن است. همچنین دیالوگ «دایی زندان چه شکلیه؟» به طرز تاثیرگذاری کاملا نشان میدهد که در ذهن این بچههای ناظر چه میگذرد.

هالیوود ریپورتر همچنین به بررسی فنی فیلم قهرمان پرداخته است. هالیوود ریپورتر از تدوین و نورپردازی فیلم اعلام رضایت کرده ولی نسبت به فضای دراماتیک فیلم نقد داشته و این فضا را راضی کننده ندانسته است. فیلم قهرمان ساخته اصغر فرهادی همچنین به عنوان نماینده سینمای ایران برای معرفی به آکادمی اسکار ۲۰۲۲ انتخاب شده است. جشنواره کن یکی از معتبرترین و بزرگ ترین رویداد های هنری در جهان هست. این جشنواره در سال 1946 تاسیس شده است و هر ساله در شهر کن فرانسه به مدت 10 روز برگزار میشود. نخل طلا مهم ترین و با ارزش ترین جایزه در جشنواره کن است که به بهترین فیلم اهدا میشود.
رحیم هرچه بالاتر میرود، میلههای حصار داربست او را بیشتر در خود محصور میکنند. خوب که از نگاه ما مخاطبان پنهان شد، عنوان «قهرمان» بر تصویر حک میشود. فیلم قهرمان در نخستین نمایش جهانی خود در فیلم قهرمان بخش رقابتی اصلی جشنواره فیلم کَن جایزه بزرگ هیات داوران را از این رویداد سینمایی دریافت کرد. نماینده آن طیف از آدمهایی که گویی هنوز انسانیت در وجودشان نمرده است. او را از اولین انتخاب مهمش میشناسیم که بهترین راه شناخت شخصیت، ازطریق انتخابهایش است.
او از از افراد برجسته در بوجود آمدن موج نو در سینمای ایران هستند. مهم ترین کار کارگردان به وجود آوردن میزان سن درست و مبتنی بر متن قصه است. طبعا در لحظهای هم که به صحنه درگیری میان رحیم و بهرام میرسیم، ماحصل خشمهای پنهان در فضای مجازی با تاثیری مستقیم بر قربانیان این قضاوت را میبینیم. طنین موسیقی سنتور در بک گراند صوتی این صحنه نیز، علاوهبر القای یک تضاد تأثیرگذار و کوبنده، بهطور مداوم غرابتمان با فرهنگ و تمدن چندهزار سالهای را به یاد میآورد که امروز در دورترین فاصله نسبت به آن قرار داریم. آدمهایی که بنای نقش رستم را مرمت میکنند یا آدمهایی که شغلشان صحافی کتابهای نفیس قدیمی و زنده کردن مجددشان است، از مرمت خود بیش از هرچیز غافلاند.
رحیم زندانی مالی است چرا که دستگاه بانک اساسا فردی همچون رحیم را به رسمیت نمی شناسد که به او وام بدهد. بدین ترتیب این دستگاه نیز بهنوعی در حلقه اول گرفتاری رحیم سهیم میشود و او را به سمت نزول سوق میدهد. حال تعهدی هم که او اکنون به سکههای گمشده دارد و اثبات میکند که چنین آدمی قطعا صلاحیت گرفتن وام را داشته است، در خلال قضاوت دستگاه بانک مبنی بر معتبر نبودن آدمهای بی پشت و پناهی همچون رحیم، در سایه قرار میگیرد. غریبگی حضور رحیم در بانک درست شبیه به حضور حجت (در فیلم جدایی نادر از سیمین) در بانک است. رحیم که تا پیش از آن به ترمیم و رنگ کردن دیوارهای خراب زندان گمارده شده تا فضای درون زندان را زیبا جلوه دهد، حال برای تغییر اذهان عمومی در خارج از زندان نیز فرا خوانده